تبليغاتX
بابونه - کاش
Shabnam Tolouie's blog
۱ـ ساعت ۹ صبح جمعه که برای رای دادن پاورچین می اومدم از خونه بیرون تا پسرکم از خواب نپره ، هیچوقت فکر نمیکردم با هیجان ایرانیایی روبرو بشم که توی صفی طولانی به شکلی بی سابقه جلوی سفارت ایران در پاریس ایستادن و چشم ها شون از امید برق میزنه.

۲ـ ساعت ۹ صبح جمعه هرگز فکر نمیکردم که مردم ایران، مخصوصا" اونهایی که توی ایرانن ، با همه ی آرزوهاشون ، و دستهای جوهری و شناسنامه های مهر خرده شون ، قراره باز هم غافلگیر بشن .

۳ـ ساعت ۹ صبح جمعه یادم نبود که غالبا" امید های مردم ما یا غایبن یا سر بزنگاه غایب میشن و قهرمان های آرمانی ، غالبا" خونه رو به خیابون ترجیح میدن...

۴ـ اعتراض در همه جای دنیا جزء لاینفک جوونیه. نه جمعه ، نه دیروز ، نه امروز و نه همین الآن هنوز هم باورم نمیشه  جوونها یی رو  ـ  که به امید گرفتن فقط گوشه ای از حقشون از زندگی  ، "بی سابقه ترین مشارکت مردمی" رو رقم زدن  ـ دارن جلوی چشم همه ی دنیا ، به خاطر اعتراض  به نتیجه ی این مشارکت مردمی ، به ضرب چوب و چماق این طور وقیحانه کتک میزنن و زیر لگد میگیرن. جوونهایی رو که حتما" مادرهای نگرانشون نخواستن حتی با صدای پای بی موقعی ازخواب بپرونن.

کاش خدا کمی کم صبر میشد.

+ نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد 1388  توسط بابونه