تبليغاتX
بابونه - کوچه های نا شادمان جنگ
Shabnam Tolouie's blog
 

با دوست عزیزم ستاره ( که هیچ ربطی به  دوست عزیز دیگه ام ، ستاره اسکندری نداره) از مدتها پیش شروع کردیم به آماده کردن پونزده ، شونزده تا نامه. ستاره  مینوشت و من میخوندم و حالا این نامه ها هفته ای یکبار از رادیو پیام دوست ، و با عنوان"برسد به دست تو" داره پخش میشه.

من نوشته های این رفیقم رو خیلی خیلی دوست دارم ، ساده اس و روان و عمیق ، و بی ادا و تکلف ـ وقتی بشنوین بهم حق میدین ـ  بنابراین هر کدومش رو که اجرا کردم با لذت فراوون بود. اما بعضی هاش برام تاثیر دیگه ای داشتن. مثل نامه ای که امروز فهمیدم  توی این هفته پخش شده و من یادم میاد که وقت ضبطش ، چند بار به خاطر اشکهایی که بند نمی اومدن ، مجبور شدم ضبط رو قطع کنم وبخش هایی رو تکرار کنم . کار سختیه که تو بخوای تا حد ممکن بی طرف بمونی  وقتی میخوای با احساساتت لحظه ای رو ، جلوی یه دستگاه ضبط ساده یا یه میکروفن کوچولو ، نه بازی که زندگی کنی.

امروز هم که این برنامه رو دانلود کردم و گوش دادم  ، نتونستم فقط بشنومش ؛ به یاد تمام کسایی که کوچه پس کوچه های تمام شهر ها و روستا ها مون سالهاست با اسمشون آشناست ، به یاد پسر خاله ام "طاهر سالاری"  که  وقتی شهید شد چند روزی به روز تولد بیست سالگیش مونده بود ، و دو شهیدی که همراه با اون توی اون روز بارونی به  میدون چیذر رسیدن ، و بچه های قد و نیم قد اون دو شهید که هنوز اینقدر کوچیک بودن که نمی فهمیدن شاهد گوشه ای از تلخ ترین واقعه ی زندگی یه ملتن.

دلم میخواد شما هم از اینجا بشنوید.

+ نوشته شده در  ششم آبان 1387  توسط بابونه