|
Shabnam Tolouie's blog
|
سوال های تکراری ، جواب های بی باور اجباری .
کشف بی حقیقت یک دسیسه ، وکشف با حقیقت یک تماس عاشقانه ، وکشف لذت چشیدن هوای تازه در صبح ، وکشف یک "اقدام ".
درد مزمن ، عذاب بیداری ، تنهایی ، دیوار بی روح بی منفذ .
وحسرت دوباره نشستن در خانه ، حسرت دوباره شنیدن صدای مادر ، حسرت دوباره بوییدن فرزند ، حسرت لبخندی که جا ماند ، حسرت خداحافظی ای که نشد ، و خیال راه رفتن دوباره زیر باران ، وخیال راه رفتن دوباره توی خیابان .
بغض فرو خورده ، بغض ماسیده در گلو، بغض تحمل بی اندازه ، های های درد، شکوه یک نیایش ، وهق هق گریه .
یک کلید ، یک نفس.
ولحظه ی عظیم صدای کشدارباز شدن یک در بزرگ آهنی ،
وبیداری و بازتکرار و تکرار،
وساعت صبروسکوت .
وقرن انتظار.
و پرواز کبوتراز جسم زخمی همه ی سهراب ها و حسین ها و پیمان ها و اشکان ها ونداها و مونا ها و ترانه ها و شکوفه ها ....
و فردا
وقضاوت
و خدا.