تبليغاتX
بابونه
Shabnam Tolouie's blog

سوال های تکراری ، جواب های بی باور اجباری .

کشف  بی حقیقت یک  دسیسه ، وکشف با حقیقت یک تماس عاشقانه ، وکشف لذت چشیدن هوای تازه در صبح ، وکشف یک "اقدام ".

درد مزمن ، عذاب بیداری ، تنهایی ، دیوار بی روح بی منفذ .

وحسرت دوباره نشستن در خانه ، حسرت دوباره شنیدن صدای مادر ، حسرت دوباره بوییدن فرزند ، حسرت لبخندی که جا ماند ، حسرت  خداحافظی ای که نشد ، و خیال راه رفتن دوباره زیر باران ، وخیال راه رفتن دوباره توی خیابان .

بغض فرو خورده ، بغض ماسیده در گلو، بغض تحمل بی اندازه ، های های درد، شکوه یک نیایش ، وهق هق گریه .

یک کلید ، یک نفس.

ولحظه ی عظیم صدای کشدارباز شدن یک در بزرگ آهنی ،

وبیداری و بازتکرار و تکرار،

وساعت صبروسکوت .

وقرن انتظار.

و پرواز کبوتراز جسم زخمی همه ی سهراب ها و حسین ها و پیمان ها و اشکان ها ونداها و مونا ها و ترانه ها و شکوفه ها ....

و فردا

وقضاوت

و خدا.

+ نوشته شده در  بیستم مرداد 1388  توسط بابونه