|
Shabnam Tolouie's blog
|
یک ـ داشتم به مطلب پایین نگاه میکردم راجع به مثلث شیشه ای و رضا رشید پور، و دختر دانشجوی دانشگاه زنجان ، خانم روسلینی ، من ، اون فرشته ...
نوشته مال پارسال نیست . حدودا" دو هفته پیش نوشتمش . امروز مثلث شیشه ای فعلا" تخته شد ، اون دختر جسور هم گرفته شد. خانم ایزابلا روسلینی اما هنوز سر جای خودشه چون یه جای دیگه ی جهان به دنیا اومده. فرشته از بیکاری سوت میزنه و هسته های آلبالوش رو از بالای درخت تف میکنه توی حیاط خلوت بغلی .من هم که خوابم!
دو ـ تا چند ماه پیش هر دوستی که از ایران می اومد میدونست که بهترین کادویی که به من میده یه نسخه از مجله ی زنانه یا هفت. خوب طبعا" من هم میخوندم و بعد از ۵ بار زیر و رو کردن مطالب و خوندنشون از سر تا ته ، بعد از ته تا سر ، بعد از چپ به راست ، و گاهی هم در مسیر ستون کلمات ،از بالا به پایین ، دیگه میرفت توی کاغذ ها ی بیرون رفتنی. زنان و هفت در کنار خیلی از نشریات این سالها ، رفتن که رفتن. من حالا دو شماره های آخر هر دو مجله رو که امید و ستاره برام فرستادن ، دور از نور و گرد و خاک ، به عنوان شیء قیمتی پنهان کردم. فقط گاهی اگه کلکسیونری سر برسه ، دستکش سفید به دست ، میارمشون بیرون و بعد که دلش آب شد میگم که فروشی نیست!
سه ـ اینجا میتونی اولین همه چیز رو در آرشیو های عمومی پیدا کنی. اولین کنسرت فلان خواننده در سال ۱۹۵۰. اولین فیلم فلانی در ۱۹۴۰. اولین شماره ی فلان نشریه در ۱۹۴۶. نکته اینجاست که امروز هنوز اون نشریه چاپ میشه. آقای فلانی اگه هنوز زنده اس، یعنی هنوزهم با پوست چروک و چشمهای خسته از گذرسالیان ، یه خواننده ی فرانسویه و مجبور نشده بره مهاجرت به لس آنجلس یا آلاسکا یا قرقیزستان یا به سرزمین وایکینگ ها . و از یک جایی ارتباط طبیعی اش با مخاطبش تیکه پاره نشده. خلاصه اینکه عناصر فرهنگ و هنر چه در ابعاد متعالیش چه در سطح مردمیش ، معمولا" به این سرعت در هیچ جایی آرشیوی ـ بخوانید مثله، محکوم، فلج و هر واژه ای که دوست دارین ـ نمیشن!
چهار ـ این تاریخ نگار فایر فاکس چه چیز محترمیه. همون رو میگم که میتونی در کنار تاریخ منطقه ای که هستی تاریخ دلخواه خودتم بذاری که همیشه به روز میشه و تو گیج ژوئن و ژانویه و .... نمیشی. حالا میدونم تولد مادرم که همیشه ۹ تیر بود ، لای این اسمها دیگه گم نمیشه.